الشيخ أبو الفتوح الرازي

373

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

آرد قطع بر آن كس واجب بود كه بيرون آرد دون ديگران و شافعى و مالك هم اين گفتند . و ابو حنيفه گفت قيمت ( 1 ) بايد كردن ( 2 ) بر هر سه اگر به نصاب رسد قطع كنند و الَّا نكنند اگر دو كس نقبى كنند و يكى در رود و متاعى برگيرد و متاعى برگيرد و بيرون دهد از حرز اعنى بيرون اندازد و همكار او از او بستاند بيرون حرز و يا به دست او دهد دست از حرز بيرون كرده و رفيق از او بستاند قطع بر آن كس واجب آيد كه داخل حرز بود دون آن كه خارج بود و شافعى هم اين گفت . و ابو حنيفه گفت بر هيچ دو قطع نباشد و فقها هم اين گفتند جز ابو يوسف كه او گفت قطع نباشد بر او چنان كه اگر بزرگ باشد اگر آزادى كوچك را بدزدد بر او قطع نباشد و فقها هم اين گفتند مگر مالك كه او گفت قطع باشد بر او و اصحاب ما اين قول گفتند هم در يك روايت اگر دفترى ( 3 ) بدزدد جامع يا از كتب فقه و ادب ( 4 ) و كلام [ و ] ( 5 ) شعر و قيمت آن به نصاب قطع باشد قطع بود بر او . و بنزديك ما و بنزديك شافعى و بنزديك ابو حنيفه بر او قطع نباشد اگر چيزى بدزدد كه در او قطع واجب بود يا چيزى دگر كه بر او قطع نبود چنان كه مسينه‌اى ( 6 ) كه آب در او باشد يا مشربهء سيمين كه در او پاره‌اى شير باشد يا ديگى قيمتى كه در او پاره خوردنى ( 7 ) باشد بر او قطع بود بنزديك ( 8 ) ما [ و ] ( 9 ) شافعى و بنزديك ابو حنيفه قطع نباشد بر او 1 » هر كه از جامه كعبه چيزى بدزدد به مقدار آن كه قيمتش به نصاب قطع رسد بر او قطع بود بنزديك ما و بنزديك ابو حنيفه نباشد اگر بنده ( 11 ) دزدى كند و به مقدار نصابى يا بيشتر بدزدد بر او قطع بود چنان كه بر آزاد . و شافعى هم اين گفت و

--> ( 1 ) . آج ، لب ، مر : قسمت . ( 2 ) . لت قسمت كردن . ( 3 ) . اساس ، مت : دخترى ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 4 ) . آج : ادب فقه ، لب : آداب فقه . ( 9 - 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . لب : مسين . ( 7 ) . اساس ، وز ، مت : خردى ، آج ، خردنى ، با توجّه به لب و ديگر نسخه‌ها تصحيح شد . ( 8 ) . مر : به نزد . ( 10 ) . وز و . ( 11 ) . آج ، مر : بنده‌اى .